نفرین به این زخمای هرروزه... لعنت به تسکینی که هیچ وخ نیست...
  :: مجتبی جعفری

   

مجتبی جعفری

برای بودنم...
سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢ ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مجتبی جعفری ( نظرات )

می بینی؟

هنوز صدای بلند تلویزیون همسایه،

زوزه ی بادی که لابه لای وسایل رو تراس می پیچه،

خروپف ممتد هم اتاقیم،

تق و توق انگشت هام روی کلید های کیبورد،

آواز "حرمت" مسعود امامی...

همه و همه و همه...

تشنه ترم می کنند.

برای خوراندن یک جرعه ی ناب از صدای سمفونی وارت به گوش های خالتورم!

.

.

.

خب؛

سلام

من هستم. هنوز می نویسم. نزدیک به دوسال بود که اینجا نیومده بودم... دلم واسه خونه ی قدیمیم تنگ شده بود. مث قدیم، حس و حال حرف زدن و نقد کردن و نظردادن و اینا نیست...

فقط یک ترانه...

دست و پا زدن یه کار ِ بیخوده!

وقتی که ساحل نشین بزدل شده!

علاءالدین! به غول چراغ بگو؛

آرزوم "دریای بی ساحل" شده...
.
مثل یه دریای بی ماهی ام و

مثل یه کلانتری ِ بی پلیس...

دکتر! این قرصا افــاقه ای نکرد!

این دفه توو نسخه "دریـــــا" بنویس...
.
.
مثل زل زدن به دریــا و غــروب... دلم گرفته
مثل بوی ِ وحشی ِ سوختن چوب... دلم گرفته
مثل وقتی دل ندی و تن بدی... دلم گرفته
مثل انتهـــای یک تراژدی... دلم گرفته
.
.
مزه ی تکراری و تلخ ِ زمین

بعد ِ آرزوی ِ پروازم به اوج

حالا دربه در توو شهر ِ روی آب...

مشتری ِ کافه های روی موج...
.
دفترم پر شده از خالی شدن،

پُره از فنجونای خالی رو میز

تلخی ِ قهوه منو ارضا نکرد...

قهوه چـــی! واسم یه فنجون "مـــرگ" بریــز...
.
.
مثل زل زدن به دریــا و غــروب... دلم گرفته
مثل بوی ِ وحشی ِ سوختن چوب... دلم گرفته
مثل وقتی دل ندی و تن بدی... دلم گرفته
مثل انتهـــای یک تراژدی... دلم گرفته

همین...

حرفی نیس.همه چی خوبه :)

 



:: برچسب‌ها: ترانه, مجتبی جعفری
این زندگی کردن بهونه س ...
شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مجتبی جعفری ( نظرات )

سلام

مهم نیست...

یک ماه اخیر رو میشه در زمره ی "بی ترانه ترین" روزهای من قرار داد! هیچ ایده ی خاصی - بجز یه مورد -  به ذهنم نرسید و همون یک ایده هم (که این پایین نوشتم!) به سعادت خاصی دست پیدا نکرد!

روی این ترانه زیاد کار کردم، ولی نمیدونم چرا خودم خیلی جاهاشو دوست ندارم! در واقع نقدهای زیادی روی این ترانه دارم! اما چون فقط میخواستم حرفمو زده باشم و همچنین تنبلی اجازه نمیداد که تغییرش بدم، اینی شد که می بینید!

قضـــاوت
 
همه روزای سالـِت رو ... بایــد پاییــزی باشی تا ... گُلای ِ زردو بشناسی
باید دنیــــا رو از پشت ِ ... چشای ِ من ببینی تا ... بتونی دردو بشناسی !!
 
همیشه زیر ِ هر بارون ... یه چترو سنگرت کردی ... که رگبارو نمی فهمی !
یه کوه ِ تا ابد محکم ... همیشه تکیه گات بوده ... که دیــوارو نمی فهمی !

هنوز قدم نذاشتی توو ... جاده های رو لب ِ تیغ !
عادت نکردی به سقوط ... توو خستگی های عمیق !
صدبار زمین خوردم ولی ... هنوز رو پای خودمم
تو که قضاوت میکنی، ... چن بار زمین خوردی رفیق ؟!
 
من هر جا راهو گم کردم ... واسه ادامه ی راهم ... یه پُل ساختم رو هر بن بست
سقوطو باورش کردم ... که فهمیدم توو هر دره ... یه راهی رو به قله هست... !

باید تصویر ِ رویاهات ... تو چشمات یخ ببندن تا ... نگاه ِ سردو بشناسی !
باید دنیا رو از پشت ِ ... چشای من ببینی تا ... بتونی دردو بشناسی !!
 
هنوز قدم نذاشتی توو ... جاده های رو لب ِ تیغ !
عادت نکردی به سقوط ... توو خستگی های عمیق !
صدبار زمین خوردم ولی ... هنوز رو پای خودمم
تو که قضاوت میکنی، ... چن بار زمین خوردی رفیق ؟!
 

پی نوشت:
 
1- گاهی وقتا اونقدر از خودم و ترانه هام بدم میاد که به سرم میزنه ترانه رو کنار بذارم. یعنی بعضی وقتا احساس میکنم دارم خودمو گول میزنم! دارم الکی تو دنیای ترانه دست و پا میزنم با اینکه استعدادشو ندارم!! نمیدونم ....
 
2- همیشه خدا رو شکر میکنم بخاطر دوستای خوبی که اینجا و تو محیط نت دارم... خیلی هاشون برای من یه جور انگیزه ان ... خدا کنه بدونن...!
 
 
3- شاید تو هم دیوونه ای که ... دیوونه ها رو دوست داری...... !! (حسین صفا)
 
فعلا


:: برچسب‌ها: مجتبی جعفری, ترانه
همیشه این موقع سال ....!
جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠ ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مجتبی جعفری ( نظرات )

بین ِ همه رویاهای ِ زندگیم

رویای همیشه محــــال تو بودی!

همیشه این موقع ســال قشنگ بود

همیشه این موقع سال ... تو بودی!

 

همیشه تو زمستــونا یکی بود

که واسه خواستنش بی منطق بودم!

آتیش ِ قلبم برفا رو آب میکرد

همیشه تو زمستــون عاشق بودم!!

.

.

اما توو این روزا زمستــون فقط

مثل همه فصلا داره میگــذره 

دلی که روزی برفا رو آب میکــرد،

از دل ِ آدم برفی هم سردتره ...!

 

دلم مث ِ زمستونــای قبلی

دوس داره زیر ِ برف و بـــاد بلـــرزه!

منتظرت نشستم و یادم رفت ؛

دلی نمونده ..........

........ که بخــــواد بلرزه !!

 پی نوشت! :

1- خوب شد این عکس رو گرفتم! تو همه ی پروفایلهام - یاهو، فیسبوک،اینجا(!) - این عکسو گذاشتم!! اونایی که خیلی این عکسو دیدن و دیگه حالشون به هم میخوره، بذارن به حساب بی عکسی ِ بنده !!

3- احساس میکنم این روزا همه ی ترانه هام داره تو این وزن نوشته میشه! منتظر یه ترانه ی کلیشه ای دیگه از من توو یه وزن دیگه باشین!!

3- این ترانه به طرز ِ عجیبی حرف دلمه! البته، شک دارم اسمش ترانه باشه! بابت کاستی هاش، کلیشه هاش و بی وزنی هاش ببخشید!!

4- یه بیت دیگه اون وسطش داره ........!

5- از این به بعد، هر ماه میتونید ، توی وبلاگ طرفداران سعید شهروز، نقد یکی از ترانه های سعید شهروز رو به قلم من بخونید؛ نوشتن توی این وبلاگ ِ باسابقه واقعا واسه من باعث افتخاره. ممنون از "محمدرضا خلیلی" عزیز که به من اعتماد کرد.

وبلاگ طرفداران سعید شهروز

6- عجب عطر ِ خوبی زده لعنتی ....!!

فعلا



:: برچسب‌ها: مجتبی جعفری, ترانه
خستگی
پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠ ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مجتبی جعفری ( نظرات )

برای خستگی هام:

 تــوی سکوت ِ من رضایتــی نیست ... دلم پـُـر از صدای سنگ و شیشه س!

همون دردی که دنیــامو به هم ریخت، حالا برام فقط یه جــور کلیشه س !!

دلمو تــا آسمـــون رسوندمو ... آسمون ِ من پُر از پرنده نیست !

خستم از عذاب ِ دردی که هنــــوز ... نمی فهمم واسه چی ُکشنده نیست !!

 

روی کـــاغذ، من فقط یه مُرده ام ! ... نمیــذارم کــاغذم مُچالــه شه

گول ِ ظاهـــــر قدم هامو نخور! ... هر کــدوم از این پاهــا صد سالـِـشه ...


دارم می رم پیِ یه سقفِ دیگه...یه خونه بینِ یه چهارراهِ بن بست

کی می دونه؟ شاید یه جای دنیا...یه دیوونه به انتظار من هست

دیگه حالِ قدیما رو ندارم...پُرم از خستگی هایی که کم نیست

دارم می رم به سمتِ آرزوهام...ولی برگشتنم دست خودم نیست ...

برگشتنم دست خودم نیست .......

 

--------------------------------------------------------------------------

در ضمن؛

مجموعه مجازی ترانه ی "پرنده وار 2" به کوشش "سبحان مرادی" و "میلاد دارابی" عزیز منتشر شد. من داخل این مجموعه دو ترانه دارم. علاوه بر این ترانه های بسیاری خوبی هم از دوستان عزیزم داخل این کتاب هست که پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید.

لینک دانلود در انجمن مجازی ترانه سراها:

http://www.forum.tarane-soraha.com/showthread.php?tid=1538&pid=10381



:: برچسب‌ها: مجتبی جعفری, ترانه