خورشیــــدی

سلام

حرفی نیست.

جز همین ترانه!

این ترانه رو تقدیم میکنم به برادر عزیزم ؛ احسان رعیت قلب

بابت جبران لطفش و خوبی هاش...

(باید ببخشه اگه به خوبی ِ ترانه های خودش نیست!)

 

خورشیدی

تو شبی که قلب ِ سردم ... گرمی ِ نگاتو حس کرد

خورشید از دنیا بُرید و ... ماه، چشاتو منعکس کرد

 

قصه ی خورشید ِ چشمات ... قصه ی پُرخرجی میشه !

تو به دریا خیره میشی ... همه دنیا شرجی میشه !!

 

من و تو عاشق ِ بارونیم اما ... یه چنــ(ـد) وقته که بارون کم میباره !

همین امشب بیا برگرد به خونه ... همین امشب که بارونم میباره !!

 

یه حسی میگه بارون که تموم شه ... میای و میشه خوشبختی رو فهمید !

تو ثابت میکنی که گاهی وقتا ... میشه رنگین کمونُ  توُی شب دید !!

 

بعد ِ تو تمام ابرا ... جلو آفتابو گرفتن

همه دریاهای دنیا ... حس ِ مُردابو گرفتن !

 

دیگه حتا ماه ِ شب هام ... تو چشاش برقی نداره !

وقتی خورشیدی نباشه ... روز و شب فرقی نداره ...!!

 

من و تو عاشق ِ بارونیم اما ... یه چنــ(ـد) وقته که بارون کم میباره !

همین امشب بیا برگرد به خونه ... همین امشب که بارونم میباره !!

 

یه حسی میگه بارون که تموم شه ... میای و میشه خوشبختی رو فهمید !

تو ثابت میکنی که گاهی وقتا ... میشه رنگین کمونُ  توُی شب دید !!

 

پی نوشت:

1- کلا از ژست گرفتن خوشم نمی آد، ولی اعتراف میکنم که خودم خیلی وقتا ژست های مختلفی گرفتم !! همین روزها هم نزدیک بود یه ژستی بگیرم که ..... بگذریم! خدا رو شکر که جوگیر نشدم!

2- ترانه ی قبلیم (قضاوت) رو مقداری تغییر دادم. اگه مایل به خوندنش بودین، میتونین به دو پست عقب تر مراجعه کنید. ممنون از دوستان عزیزم در ترانه سراها، بابت نقدهای سازنده شون.

3- این روزها، دقیقا همون روزهاییه که لازم دارم یکی بیاد بگه:

وقتی دلت به صد در ِ بسته رسیده ... اینجا یکی هست که توو مشتش یک کلیده! (مونا برزویی)

4- همه درد ِ دنیا یه شب درد ِ من نیست .... (روزبه)

 

فعلا

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
احسان

فداااااااااااااااااااا خئشگل بود دادا مرسی[قلب][ماچ]