خــــاکستــر نشین!

سلام

چند روزی نبودم.

آدم، همیشه تو روزایی که از نت دوره، ذوق شاعریش بیشتر گل میکنه! من هم بر اساس همین قانون نانوشته، یکی دو ترانه و یک غزل (!) سرودم.

از اونجا که اون غزل و اون ترانه ی دیگه م مشکلات زیادی دارن، پس فقط همین ترانه ی خاکستر نشین رو توی ویم میذارم که یه روزایی تمام حرف هام همین حرف های آدم ِ خاکستر نشین بوده!

اگرچه؛ گاهی بیشتر از یک اســـم لازمه ...

 

خاکستــــر نِشین

شبیه ِ اون خونه به دوشی ام که
حتا تو رویاهاش آواره میشه !

مثل ِ یه بچه ام که نقاشی هاش
جلوی ِ چشماش پاره پاره میشه !!

مثل یه شاعر ِ به ته رسیده
در حال ِ تکرار ِ یه جور کلیشه م !

تصویری توی آینه های ِ کاذب
از شاعری که نیستم و نمیشم ... !!

هیچ پلی رو پشت ِ سرم نریختم
تمام ِ فکر و ذکرم آینده بود

اسم خدا از خاطرم نمیرفت ...
خدایی که فقط یه بیننده بود

آرزوهام آتیش گرفت و تنها
به بخشی از خاکستـرش رسیدم !

تمام ِ زندگیم یه خط بوده که
روزی یه بار به آخــرش رسیدم !!

شبیه ِ یه نهال ِ پیر ِ سوخته م
که تغذیه ش تنها با خاکستــره !!

یه مثنوی ِ ناتموم شدم که
قافیه هاشو داره بــاد میبره !

تحملم خرج گذشته ها شد...
برای آینده تحملی نیست

هیچ پلی رو پشت ِ سرم نریختم
اگرچه روبرومم هیچ پُلی نیست ...!

 

پی نوشت:

1- تولدم چند روز پیش بود و گذشت، تولد خوبی بود... خوش گذشت...

2- فیلم شاعر زباله ها رو دیدین؟ فیلم یه شخصیت شاعر داره که خودشو "گاو" معرفی میکنه!

بعدشم میگه که : "گاو خوراکش علفه، محصولش شیر . شاعر خوراکش شیر و روزنامه س، محصولش شعر..."

به همین خاطر هم بود آخر ِ فیلم، شخصیت اصلی فیلم که یک رفتگر بود و دوست داشت شاعر بشه، رفت دم ِ یه کیوسک مطبوعاتی و یه صفحه روزنامه برداشت و صاف گذاشت تو دهنش...!

3- این روزها آلبوم شاهین نجفی، خیلی حالمو خوب کرد... خیلی از این البوم لذت بردم. از جمله آلبوماییه که هیچ آهنگیش رو رد نمیکنم... خصوصا قطعه ی "بکنیم" با شعر فاطمه اختصاری رو خیلی دوست دارم... این قطعه، گاهی منو تا بغض میرسونه...

4- بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم ! (سید مهدی موسوی)

/ 0 نظر / 13 بازدید