دارم دیوونگــی رو مرتکب میشم !!

سلام

"من و تو و بارون" منتشر شد...

ترانه ی من و تو و بارون از اولین ترانه های کاملیه که نوشتم... در واقع، تاریخ نوشتنش به حدود دو سال ِ پیش برمیگرده...

من این ترانه رو به احمد ماهیان واگذار کرده بودم که بعد از مدتی برای ترجیع بندش یه ملودی پیشنهاد داد. در واقع ترانه ی اولیه چند بیت بیشتر داشت و ترتیب بیت هاش هم اینطوری نبود...احمد ماهیان تغییراتی رو توی ترانه ایجاد کرد که نه تنها باعث افت کار نشد، بلکه خیلی زیبایی ترانه رو بیشتر کرد.

من هم ترجیع بند رو روی ملودی نوشتم ، که خدا رو شکر - حداقل به نظر خودم - ترجیع بند ِ خوب و قابل دفاعی شده.

من و تو و بارون

قدم آهسته تر بردار ... کنار ِ من بزن پرسه

نمیدونی با هر گامت ... دلم چه ساده می ترسه

 

نمیدونی چقد ساده ... میشم دیوونه و مجنون

زمانی که صدای تو ... می پیچه زیر ِ این بارون

 

تب ِ دستای تو از جنس آتیشه

که حتا زیر ِ بارون شعله ور میشه

 

اگه بارون بره بازم دوسِت دارم

من از آتیش ِ تو دست بر نمیدارم!

 

دارم با آتیش ِ تو ملتهب میشم

دارم دیوونگی رو مرتکب میشم ...!

 

بذار دست رو تن ِ این چتر ... شاید دنیا مهیا شه

تمــــام ِ حس من این بار ... توو دستای تو پیدا شه

 

حالا چترو که می بینم ... حسودیم میشه به حالش

ما دستامون روی چتره ... عجب حسیه دنبـــالش !!

 

تب ِ دستای تو از جنس آتیشه

که حتا زیر ِ بارون شعله ور میشه

 

اگه بارون بره بازم دوسِت دارم

من از آتیش ِ تو دست بر نمیدارم!

 

دارم با آتیش ِ تو ملتهب میشم

دارم دیوونگی رو مرتکب میشم ...!

اسفند ماه 1388

برای دانلود این قطعه (با کیفیت 128) اینجا کلیک کنید.

پی نوشت:

1- قبول! خودم هم نقد های زیادی روی این ترانه دارم. مثل اینکه بعضی جاها، جابجایی ارکان آزار دهنده س. یا اینکه از بعضی کلمه ها خیلی زیاد استفاده شده. و یا اینکه بعضی بیت ها ، اون مفهومی که باید رو نمی رسونن و جای کار بیشتری دارن.

به هر حال، این ترانه رو خیلی وقت پیش نوشتم و اون روزها، خیلی از این قواعد رو نمی دونستم. بیشتر ِ خوشحالیم از اینه که الان پیشرفتم رو احساس میکنم و حداقل نسبت به دو سال پیش ، یه چیزایی یاد گرفتم.

2- "من و تو و بارون" اسمی بود که من برای ترانه م انتخاب کرده بودم که بعد ها بعنوان نام آلبوم در دست انتشار احمد ماهیان انتخاب شد و این قطعه هم شد قطعه ی اصلی آلبوم.

3- دو - سه ترانه ی دیگه هم به احمد ماهیان واگذار کردم که ان شاله داخل آلبومش منتشر میشن.

4- به قول یغما، این روزها "شعر من فقط به انتشار شعله ی کبریت میرسه" !!

 

فعلا

/ 4 نظر / 28 بازدید
فرشته

دلم را سپردم به بنگاه دنیا وهی آگهی دادم اینجا وآنجا وهر روز برای دلم مشتری آمد ورفت وهی این وآن سر سری آمد ورفت ولی هیچ کس قفل قلب مرا وانکرد. هیچ کس اتاق دلم را تماشا نکرد ورفتند وبعدش دلم موند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟ وفردای آن روز خدا آمد وتوی قلبم نشست ومن روی آن در نوشتم:ببخشید دیگر برای کسی جا نداریم. از این پس به جز او کسی رو نداریم. سلام مهربون.به روزم ومنتظر شوق نگاهت به ناگفته های من وتو

حماسه سازان

سلام بزرگوار. آریایی ها دوباره جشن حماسه برپا کرده اند؛ شما هم با افتخار، برای این جشن دعوت شده اید. جشنی است از حماسه ی همدلی و قرار است که پرچم بدخواهان ایران زمین را دوباره بر زمین زده و به آتش بکشیم. تا شعله های آتشش گرما بخش چهارشنبه سوری امسالمان باشد. همه مان مشتی خواهیم زد بر دهان گردنکشان مستکبر... پس با حضور در انتخابات، بر شور آریایی این جشن بیفزائیم. منتظر حضور سبزتان هستیم.[گل]

S Mohammad H

سلام مجتبی جان آفرین بهت تبریک میگم داداشم ایشالله موفق باشی ;)